درد زانو
“احمد بن محمد از العوفی، از علی بن حسین، از محمد بن عبد الله بن زُراره، از محمد بن الفضیل، از ابی حمزه نقل می‌کند که
گفت: درد در زانوی من ظاهر شد و من این موضوع را به ابی جعفر (علیه‌السلام) شکایت کردم.
او گفت: وقتی که نماز خواندی، بگو:
يَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطَى وَ يَا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ
وَ يَا أَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ ارْحَمْ ضَعْفِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي وَ عَافِنِي مِنْ وَجَعِي
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَوْفِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ
قَالَ: عَرَضَ بِي وَجَعٌ فِي رُكْبَتِي فَشَكَوْتُ ذَلِكَ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع
فَقَالَ إِذَا أَنْتَ صَلَّيْتَ فَقُلْ- يَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطَى وَ يَا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ
وَ يَا أَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ ارْحَمْ ضَعْفِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي وَ عَافِنِي مِنْ وَجَعِي قَالَ فَفَعَلْتُهُ فَعُوفِیتُ.
منبع: الكافي- الشيخ الكلینی جلد : 2 صفحه : 568
درد کمر
الخضر بن محمد، از الخرازینی، از فضاله، از ابان بن عثمان، از ثمالی، از ابی جعفر محمد باقر (علیه‌السلام) نقل می‌کند
که: مردی از همدان به امیر مؤمنان (علیه‌السلام) شکایت کرد که از درد کمر رنج می‌برد و شب‌ها نمی‌تواند بخوابد.
ایشان فرمودند: دست خود را بر جایی که شکایت داری بگذار و سه بار این آیه را بخوان:
«و ما کان لنفس أن تموت إلا بإذن الله کتابا مؤجلا، و من یرد ثواب الدنیا نؤته منها و من یرد ثواب الآخرة نؤته منها و سنجزی الشاکرین»

و همچنین هفت بار
«إنا أنزلناه فی لیلة القدر» را تا انتها بخوان

ان‌شاءالله از بیماری‌ها شفا پیدا خواهی کرد
الخضر بن محمد ، عن الخرازيني ، عن فضالة ، عن أبان بن عثمان ، عن الثمالى ، عن أبي جعفر محمد الباقر
قال : شكى رجل من همدان إلى أمير المؤمنين وجع الظهر وأنه يسهر الليل ، فقال : ضع يدك على الموضع الذي تشتكي منه واقرأ ثلاثا
« وما كان لنفس أن تموت إلا بإذن الله كتابا مؤجلا ، ومن يرد ثواب الدنيا نؤته منها ومن يرد ثواب الاخرة نؤته منها وسنجزی الشاكرین » واقرء سبع مرات إنا أنزلناه في ليلة القدر فانك تعافى من العلل إنشاءالله تعالى
منبع: بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء : العلامة المجلسی جلد : 95 صفحه : 68
درد قوزک پا
عبدالله بن بسطام، از ابراهیم بن محمد اودی، از صفوان جمال، از جعفر بن محمد، از پدرش، از علی بن حسین (علیه‌السلام) روایت می‌کند
که مردی به ابی عبدالله حسین بن علی (علیه‌السلام) شکایت کرد و گفت:
ای پسر رسول الله، من از درد در قوزک‌های پا رنج می‌برم که مانع من از نماز خواندن می‌شود.
ایشان فرمودند: چرا از عوذه استفاده نمیکنی ؟
مرد گفت: من آن را نمی‌دانم.
ایشان فرمودند: هنگامی که آن را احساس کردی، دستت را بر آن بگذار و بگو:
«بسم الله وبالله والسلام على رسول الله»

سپس بر آن آیه را بخوان:

«و ما قدروا الله حق قدره والارض جميعا قبضته يوم القيامة، والسموات مطویة بيمينه سبحانه وتعالى عما يشركون»

مرد این کار را انجام داد و خداوند او را شفا داد.
عبدالله بن بسطام ، عن إبراهيم بن محمد الاودي ، عن صفوان الجمال ، عن جعفر بن محمد ، عن أبيه ، عن علي ابن الحسين أن رجلا اشتكى إلى أبي عبدالله الحسين بن علي
فقال : يا ابن رسول الله إني أجد وجعا في عراقيبي قد منعني من النهوض إلى الغرف قال : فما يمنعك من العوذة؟ قال : لست أعلمها ،
قال : فإذا أحسست بها فضع يدك عليها وقل :
« بسم الله وبالله والسلام على رسول الله » ثم أقرا عليه « وما قدروا الله حق قدره والارض جميعا قبضته يوم القيامة ، والسموات مطويات بيمينه سبحانه وتعالى عما يشركون »
ففعل الرجل ذلك فشفاه الله تعالى
منبع: بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء : العلامة المجلسي جلد : 95 صفحه : 85
در پا
حنان بن جابر از محمد بن علی صیرفی، از حسین بن اشقر، از عمرو بن ابی المقدام، از جابر جعفی، از محمد باقر (علیه‌السلام) نقل می‌کند که:
من نزد حسین بن علی (علیه‌السلام) بودم که مردی از بنی امیه، از شیعیان ما،
به ایشان گفت: ای پسر رسول الله، من نتوانستم به خاطر درد پایم به سوی تو بیایم.
ایشان فرمودند: چرا از عوذه حسن ابن علی استفاده نمیکنی ؟
مرد گفت: ای پسر رسول الله، آن چیست؟
ایشان فرمودند:
«إنا فتحنا لك فتحا مبینا، لیغفر لك الله» تا آیه «و کان الله عزیزا حکیما».

مرد گفت: من آنچه را که به من فرمودند انجام دادم و پس از آن هیچ دردی را احساس نکردم به یاری خداوند
حنان بن جابر ، عن محمد بن على الصيرفي ، عن الحسين بن الاشقر عن عمرو بن أبي المقدام ، عن جابر الجعفي ، عن محمد الباقر
قال : كنت عند الحسين بن علي إذ أتاه رجل من بني امية ، من شيعتنا فقال له : يا ابن رسول الله ما قدرت أن أمشي إليك من وجع رجلي ،
قال : فأين أنت من عوذة الحسن ابن على؟
قال : يا ابن رسول الله وما ذاك؟ قال
« إنا فتحنا لك فتحا مبينا ، ليغفرلك الله ـ إلى قوله ـ وكان الله عزيزا حكيما »
قال : ففعلت ما أمرني به فما أحسست بعد ذلك بشئ منها بعون الله تعالى
منبع: بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء : العلامة المجلسي جلد : 95 صفحه : 84